مؤلف مجهول

مقدمه 12

تاريخ سيستان

است و با شيوهء قسمت اول كتاب زمين تا آسمان تفاوت دارد و باز در صفحه 400 گويد : « و مراجعت كردن بجانب ولايت خود به خوشدلى تمام » كه لفظ مراجعت و خوشدلى و تركيب جمله هيچ شباهت با قسم اول ندارد همچنين در همان صفحه جملهء ( امراى كبار ) و در صفحه 405 ( نسل چنگيزخان ) و در صفحه 412 لغت ( نوكر ) كه لغتى مغولى است ، و لفظ ( گوشانه ) بمعنى ( گوشه ) در همان صفحه ، در اين كتاب سابقه نداشته و بار اوّلست كه نوشته مىشود ، و ديگر در صفحه 413 - 411 - 410 عبارت عجيب و غريب ذيل : « و ايشان را هزيمت داد و منهزم گردانيد ! » مكرر شده و چگونه توان گفت كه نويسندهء موجز نويس قسم اول كتاب مرتكب چنين سهو و خطائى شده و بعد از عبارت ( هزيمت داد ) عبارت ( منهزم گردانيد ! ) را با اين زشتى و ركاكت تكرار نمايد ؟ هلم جرا لفظ ( محاربت ) و لغت ( فشردن و پشردن ) بجاى محصور ساختن و در حصار گرفتن ( ص 383 - 389 ) و لغت ( در بندان ) بجاى حصار گرفتن يا حصار داشتن كه مصطلح قسمت قبلى است به كلى تازه و با سياق باقى كتاب متفاوتست ، و نيز « حربى رفت آنجا در معنى حرب بدر » ( صفحه 388 ) كه اگر چه عبارت محكم است ولى استعمال ( در معنى ) بجاى يكى از ادات تشبيه در اين كتاب به كلى تازه است و پيداست كه از قلم نويسندهء تازه ترى تراوش كرده است - و جمله هاى ديگر از قبيل ( شفقت پدر فرزندى ) و ( جنگ آغاز كرد ) و ( درمانده شدند ) و ( تحت تصرف ) و ( اتفاق مقام افتاد ) و ( چون مردم آن قصبه از وصول مبارك از خبر يافتند در حال و ساعت استقبال كرده پيش آمدند ) و ( مردمان آن ولايت به دو مستظهر و شادان ميبودند ) و ( عهد و ميثاق ) و ( او را خلاص كرد و پيش خود طلبيد و بانواع تربيت مخصوص گردانيد ) و ( يك سال در آن بيمارى حليف فراش بماند ) و ( استماع ) و ( تفويض داشت ) و امثال ذلك دلايل فراوانى است بر مدعاى ما كه ذكر آن همه موجب تفصيل خواهد بود و از همه مهمتر كلمهء ( در ) و ( اندر ) است كه شرحش بيايد . اما در اينكه اين كتاب از عربى به فارسى ترجمه شده است يا در اصل به فارسى نوشته شده و از كتب عربى استفاده كرده است . به نظر حقير تشخيص اين معنى چندان آسان